ساده اما خودمانی
چند سالي است كه در آستانه سال نو ، نمايشگاه كوخرد شناسي كه در آن بيشتر به زندگي مردم در سالهاي گذشته و آلات و ادوات مورد استفاده آنان مي پردازد ، برگزار مي شود. با توجه به اهدافي كه دنبال مي كند امري پسنديده و در خور ستايش است. اما مي خواهم بدانم در اين راستا نتيجه اي هم حاصل شده است يا خير؟ يا اينكه تنها نتيجه آن چند عكس يادگاري مهمانان نوروزي است كه به هواي كيش از كوخرد طي طريق كرده اند و بار معنوي آن همچون (پشنه هاي )آن تا سال ديگر رو به فراموشي سپرده شده است؟
مطمئناً ابزار و آلات به نمايش درآمده علاوه بر اينكه سخنور زندگي ساده اما پررونق پدران و مادراني كه روزگاراني از آن بهره برده اند و درتكاپوي رزق و روزي ، عرق جبينشان مايه افتخارشان بوده ، گوينده رازهاي فراوان ديگري نيز هستند. ترجمان نشانه هاي فراموش شده لالايي مادري هستند كه در (ننو) نوزادش را خواب مي كرد و يا زلال و پاكي آن آبي كه مرد پير با (كندرش) از بركه به خانه مي آورد و يا تيزي آن داسي كه (جورن) مي كرد و آن (بنه اي) كه خوشه ها را به (جاخرمن) مي برد.
هنوز هم آب از بركه به خانه مي آيد ؛ اما صداي پاي مهر و صميميت به دنبال ندارد. نوعي گسستگي پيوند از آنچه بوده ايم و هستيم احساس مي شود. نه اينكه بخواهم در علم وپيشرفت را تخته شده ببينم و همگان را به زندگي گذشتگان بخوانم يا بگويم كه ارزش كاسه هاي گلين ديروز از ظرف هاي اركوپال امروز بيشتر است. نه . مي خواهم بگويم كه اجداد شما اين ظرف هاي گلين را خود مي ساخت و پسين هر رمضان و يا روز هاي نذري به در خانه همسايه يا مستحق مي برد. ولي بر هيچ كس پوشيده نيست كه كاسه هاي محبت ديروزي كه عشق و صلح و صفاي واقعي را به سراي همسايه مي برد جايش را به كاسه هاي دهان پركن اركوپال امروزي داده است. آن مهر و يك دلي كه پايه يك زندگي سالم در يك جامعه سالم است، روز به روز كمرنگ تر مي شود و سايه سنگين ماهواره بر (گپ شو هايي) كه به هزار كلاس درس مي ارزيد، افتاده است. كاش پيش از انجام هر كاري كنه و ذات آن را براي فرزندانمان مي شكافتيم و پيوندي ناگسستني بين ارزش هاي گذشته و حال ايجاد مي كرديم. آنچه ذيقيمت و مهم است ، حفظ ارزش ها است كه به شناخت هويت و اصالت مي انجامد.
اين كار شدني است. چندان دور از دسترس و هزينه بر هم نيست. رهنمون شدن به سوي اصالت ها و ارزش ها را مي توان با چند جلسه خودماني با دعوت از انديشمندان بومي و غير بومي براي بحث و مناظره با جوانان شروع كرد و فراموش ننمود كه اصل ايجاد قدرت تفكر و خلاقيت و انديشگي است.
مطمئناً اگر تنلگري بر خيال و انديشه فرزندان اين آب و خاك باشيم و آنان را به فكر كردن ، چگونه فكر كردن و به چه فكر كردن انس دهيم ، مي توانيم قدم هاي مثبت و مثمر ثمري در حفظ ارزش ها و شناخت اصالت ها بر داريم. ریشه های اصالت این توانایی را دارند که دوباره برگ و بار تازه بر سرشاخه های وجود ما برویانند.
