زمزمه محبت
بي شك برزگداشت ياد كساني كه الفباي محبت را بر تخته سياه عالم نقش مي زنند تا به مهر و مهر ورزي جهان رنگ روشني گيرد و كلاغ جهل جايش را به بلبل دانش دهد ، كاريست سترگ.
من هم به نوبه خود ياد و نام تمام كساني كه جهت اعتلاي دانش و بينش فرزندان زادگاهم تلاش كردند از آن ملاهاي مكتبي تا آموزگاري كه با افروختن فانوس درس و دانش آموزي، پايه گذار اولين سواد آموزي دولتي در كوخرد شد تا معلمان برومند امروز كه از همين كهن ديار براي رهنمود فرزندان امروزي برخاسته اند ، گرامي مي دارم و بد نمي بينم كه توجه ارباب علم و ادب و دست اندر كاران تعليم و تربيت و خانواده هاي محترم كوخردي را به نكته مهمي جلب نمايم:
از نخستين روزهايي كه تلنگر دانش نوين و علم آموزي امروزي در كوخرد زده شد ، سال هاي زيادي نمي گذرد. سال هايي كه نخستين روزهايش مطمئناً در خاطر پدران و مادران يا حتي برادران و خواهران ما مانده است. آيا به جا نيست براي برآورد بهترين سال هاي بهره وري ، سال هايي كه جوانان و نوجوانان موفقي را در خود پروانده اند انديشه كنيم تا براي بهره وري سال هاي در پيش، به نتيجه مطلوبي دست يابيم؟ ببينيم موفق ترين دانش آموزان دختر يا پسر در طي چه دوراني درس خوانده اند؟ موثرترين معلمانشان چه كساني بوده اند؟ انگيزه ايجاد شده براي ادامه تحصيل به چه عوامل بستگي داشته است؟
من افرادي را سراغ دارم كه مشقت و رنج دوري از خانواده را تحمل كرده اند و در همان سال هاي آغازين دبيرستان در بدترين شرايط حتي بدون پنكه و كولر در بستك و بندر لنگه و بندر خمير درس خوانده اند و الان جزو موفق ترين و اثر گذارترين افراد اين كوخرد خودمان هستند. بي پرده بگويم كه ما فرزندانمان را به تن پروري عادت داده ايم. بچه هاي ما الگوي مناسب براي تلاش كردن ندارند. صدا و سيما كه به جز فيلم هاي اكشن و احساس برانگيز و عاطفه تحريك كن چيز ديگري ندارد.(شايد به همين دليل بعضي ها با ظهور اولين نشانه هاي بلوغ به فكر همسر يابي از طريق تلفن مي افتند!) پدر و مادر به اميد مدرسه نشسته است. مدرسه انتظار دارد كه دانش آموز با حداقل پايه اي از خانه اول به خانه دوم بيايد. مدرسه اولياء را دعوت مي كند. ولي نمي آيند و الا آخر....
اين معضل كوخرد نيست. دامنگير بسياري است. اما شاهد و ناظر بودن راه حل نيست . بايد فكر چاره و حل مساله بود.
تجربه ثابت كرده است كه دانش آموز كوخردي بي استعداد نيست. اين استعداد نياز به شكوفايي دارد. تلاشي كه نيازمند همكاري بسيار نزديك خانه اول و دوم است. اولياء بايد بدانند كه سعي يك طرفه مدرسه اگر محكوم به شكست نباشد ، اما ناموفق است.
من زماني را سراغ دارم كه مدرسه راهنمايي دخترانه پس از سال ها ركود به يك باره سير صعودي مي پيمايد و از مقام بيست و سومي به مقام سومي در رشد قبولي مي رسد و راهنمايي پسرانه نيز در همان سال ها چنين سير موفقيتي را مي پيمايد. اما پس از چندي دوباره رو به ركود و نزول مي گذارد. پس ما اين توانايي را داريم كه در صدر باشيم.
قصدم بر آن نبود كه تئوري هاي تعليم وتربيت را تجزيه و تحليل كنم ؛ اما در اندازه بضاعتم و آنچه كه مي بينم ، سعي در طرح مساله داشتم. لذا وظيفه اخلاقي و آن علقه ارتباطي نامرئي باعث شد كه درباره اين موضوع بنويسم.
جا دارد كه ما قدر دان تمام معلمين خصوصا آن معلميني كه از اين ديارند باشيم و تلاش هاي آنان را ارج نهيم.
آگنچي ها ، مقيمي ها ، بيضايي ها ، جهانسوزي ها ، پور محمد ها ، جامه دارها ، تندروها ، راستگوها ، (1) و .... نبايد از خاطر برد و ياد و نام ملا مكتبي هايي كه پايه گذاران راستين علم هر ديارند همواره گرامي داشت.
به اميد روزهاي بهتر.
(1) موارد مذكور از باب تمثيل است و افراد نام آشناي ديگري هم هستند. به همين دليل بصورت جمع آورده شده است.