تبليغاتX
دیار من کوخِرد - رود فرو خفته در شن

دیار من کوخِرد

رود فرو خفته در شن

1) صادقانه بگويم  من به دنبال كندو و كاو  موضوعات تاريخي و احساسي صرف نيستم. نمي خواهم  از انعكاس صدايي كه از كودكي در ذهنم مانده است ، روايتي براي ديگران بيان كنم.شايد خوشايند خيلي ها نباشد. ليكن ما بنا بر انسان بودنمان داراي حس های مشتركي هستيم. من درصدد كشف آن احساس ناب هستم. بسياري از آنها در زير گرد و غبار زمانه از ياد رفته و فراموش شده اند.

2) عقيده دارم كه تاريخ با تمام وسعتش ، در زمان اكنون نيز جاري و ساري است.  جاري از آن بعد كه ما هركدام به نحوي محصول تاريخيم. ما انسان ها صاحب يك حافظه تاريخي هستيم كه در بودنمان ريشه دارد. لالايي كه از زبان مادري جاري مي شود هم ريشه در تاريخ و هم در احساس ما دارد. از آن جهت تاريخي است كه در گوش كودكان ديروز نيز خوانده شده است و آن جهت احساسي كه ما را به كودكيمان پيوند مي دهد. پس  يك پيوستگي بين احساس و تاريخ وجود دارد كه تصورات ما را نيز احاطه كرده است.

3) تصور بر آن است كه آلودگي به تاريخ ، آزادي ابتكار و آفرينندگي را از انسان سلب مي كند. تاريخ يعني سلفي گري و در جا زدن و ركود. گفتني است كه آلودگي به تاريخ اگر به معناي سلفي گري باشد ، نه تنها مضر، بلكه مخرب است. اما به عقيده من تاريخ اساس و پايه آفرينندگي است. شما به همين (ترنه) خودمان نگاه كنيد. اگر من در مرحله تعريف و تمجيد از كساني كه آن را ابداع كرده اند بمانم ، بحق دچار سلفي گري و آلودگي به تاريخ شده ام. اما اين اثر براي من مي تواند الهام بخش باشد. مي تواند رهنمون من به انديشه اي تازه باشد. مي توانم از تجربه مبدع آن استفاده كنم و ابتكار تازه اي كنم. اينجاست كه پرداختن به تاريخ اهميت مي يابد از آن حيث كه ملهم من مي شود.

4) بسياري از جهانگردان خارجي كه از آثار باستاني كشور ما ديدن مي كنند ، قدرت نبوغ و ابتكار اسلاف ما را مي ستايند. مهار خشم طبيعت و يا ساختن بنايي بزرگ كه ساليان سال سر پا بايستد ، مطمئنا بر اساس قريحه و ابتكار بوده است. و اين ابتكار و خلاقيت و آفرينندگي در طول زمانه جاري است.اما انگار رود جاري خلاقيت ما در شن فرو رفته است. ما مي بينيم كه ديگران از اين تجربيات اسلاف ما در زمينه علوم بهترين استفاده كرده اند ولی ما درجازده و حتي از آني كه اجداد ما بوده اند كمتر شده ايم. اين واقعيتي است كه با سير در تاريخ مي توان به آن رسيد. آنها (خارجی ها) بر قله تجربيات ما ايستاده و افق هاي جديد را كشف كرده اند اما ما هنوز كه هنوز است در شناخت يك قدمي جلو پايمان مانده ايم. گسست تاريخي مفهومي جزء اين ندارد.

5) دوستان من: به عقيده من تاريخ يعني آفريدن جهاني نو.

احساس گاهي به آدمي تلنگر مي زند كه تو زنده اي. از زماني در حركتي و رو به زمان ديگر داري. تو يك روز به دنيا آمده اي. با لالايي مادر آرامش يافته اي و هم اكنون آن صداي لالايي كه در گوش فرزندانت انعكاس مي يابد، لالايي خواب  نسل هاي بعد از تو هم خواهد شد.

و اما

چرا فرزندان این کهن دیار بر قله تجربيات شما افق هاي تازه اي نيابند؟

پس ابتكار كن ، آفريننده باش و در يك كلام به دنبال «دركت» * آن رودي باش كه در شن فرو رفته است.

 

* محل خروج آب . معمولا براي محل خروج آب قنات ، از اين لفظ استفاده مي شده است
+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 11:4 بعد از ظهر  توسط سیبه ماندگار   |